ساعت یازده !حالمان خوب نیست به زمین و زمان گیر میدهیم. این است اخلاق گند من
اگر به دیوانگی های این دنیا بخندید ، پشیمان خواهید شد ، اگر آنرا بی اندازه جدی بگیرید پشیمان خواهید شد ، چه بخندید و چه گریه کنید به یک اندازه پشیمان خواهید شد
و در دو حال تاسف خواهید خورد
منتسکیو
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٥٩ ب.ظ توسط شاهدخت
٤ امرداد ۱۳۸٩
22
من این دو تا ٢ را دوست میدارم
من امروز بیست و دو ساله شدم
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠٠ ق.ظ توسط شاهدخت
٢۱ تیر ۱۳۸٩
او
او همه قدرتش را در چشم هایش ریخته بود که سیر نگاه کند،
مثل سوزن مرا به جایی در فضا دوخته بود که نمی توانستم تکان بخورم .
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠۱ ق.ظ توسط شاهدخت
٢٥ خرداد ۱۳۸٩
یک جوری بگو .. آ
که انگار میخای بگی آزادی
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠۱ ق.ظ توسط شاهدخت
٤ خرداد ۱۳۸٩
این چه تردستی بی هوده ایست که میکنی
از دختری گلگون پیرزنی خسته برجا میگذاری
ابوالفضل شاهی
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٠٩ ب.ظ توسط شاهدخت