بازيچه دست زمان ......<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

   سايه هاي بي امان ....

   بازيچه دست زمان ....

   در اين دنيا ماندم چنان ....

   افسرده و حيران ... 

   سرگشته و نالان .....

  چون آدمك زنجير بر دست و پايم ....

   از پنجره تقدير من كي رهايم ؟

   اي كه تو دادي جانم ....

   گو به من تا كي بمانم ؟

   گو به من تا كي بمانم ؟

 

 

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی نقاب

سلام؛من شتر ديدم نديدم(همون پستی که نظر خواهيشو بستهع بودی ما هم چيزی نگفتيم تا راحت باشی!!)حالا چطوری.

PsYchO

هنوز پاره نشدی که...ادامه داره

بی نقاب

شاهدخت...يه چيز بگم باور می کنی...چند وقته هروقت ميام خونت بغضم می گيره...يه جورايی غمگين ميشم........نکنه مال فصل باشه!!

یلدا

سلام. وبلاگتون واقعا قشنگه.

ستوده

یه کار نکن که پری جان بغضش بگیره عزیز دل برادر. از وقتی اندی این کار <مردِ مرد> فرهاد رو خونده، من حس فرهادم گرفته. خدا هم فرهاد رو و هم فریدون رو بیامرزه. آغاسی هم ... . خواهر گلم پاشو خودتو بتکون. همه چی داره عوض می شه. من می گم تا وقتی که ما شاهدخت رو می خواهیم و می خوانیمش، تو بمان... تو بمان.

ستوده

راستی. سلام عزیزم. یه سلام و یه تشکر مثل همیشه به خاطر لطفی که به من و احسان داری. خدا سایه تو رو از جمع ما کم نکنه. همیشه شاد ببینمت عزیز دلم. گاهی هم غمگین! البته تا هر وقت که خودت می خوای. تا هر وقت که شاهدخت بگه. تیریپ منو که می دونی؟ میرم آروم یه گوشه می شینم تا خودت بخوای و بیام جلو. و هر خواسته ای که داشته باشی و از دستم بر بیاد برات بر آورده کنم. به خدا می سپرمت.

م.فنا

نميدونم چرا اينجوری شده . همه زديم تيریپ غمو خواهر و مادرشو ... با هم پيوند داديم !!! ولی ميدونی چيه ؟ نميدونم چرا يهو هوس کردم که اين شعر رو با صدای خودت بشنوم !! باورم نميشه چرا ؟ ولی دارم پيش خودم فکر ميکنم که چه ترانه جالبی از کار در مياد . روح فريدون هم تو گور نميلرزه !!! هميشه به خوشی و خوشحالی ببينيمت .

م.فنا

هنوز هم که هنوزه بوی سيگار داره مياد . پس کی ميخوای خاموشش کنی . به قول ستوده يه تکونی به خودت بده . نزار بچه ها ناراحت بشن . از خوشی ها بگو . ... ساده باش .... مثل بلاگت ! " کسی که عشق رهايش ميکند بودنی است که نميداند چگ.نه بايد باشد و چه دردی است بلاتکليفی ميان وجود و عدم !" باور کن اين يکی همينجوری اومد ... ضمير ناخود آگاه !

بی نقاب

سلام"اون سیگارو تو زیر سیگاری که له کردی...مگه نه؟...حالا هم پاشو برو ترقه بخر!منکه کلی سفارش ترقه و فشسفشه و کپسول دام...اینقده از صدای هفت ترقه خوشم میاد...یه کار ه دیگه هم میشه کرذد ...برو سراغ گلنسا دوتایی چادر سر کنید برید در خونه احسان و ستوده و عباس و م.فنا قاشق زنی...منم میرم براتون فال گوش وایمیستم!خوبه...حال پاشو......................پاشو دیگه