بخشی از توهمات مغز خسته من

mykind.jpg

اروم درو باز کرد و اومد داخل ......
نشست رو مبل و نگام ميکرد .....
شدم خانوم خونه ............
شد اقای خونه .............
بی هيچ حرفی ....
از کنار پرده نور افتاب رو صورتم تابيده بود .....
دستش رو گذاشت رو لبام و يه منحنی از رو لبم کشيد تا چشمم .....
اروم بهم گفت رنگ چشمات رو هيچ جا نديدم ....
خسته بودم .....
خسته تر از اونی که بتونم به تموم حرفاش بخوام گوش بدم ..
اون از عشق می گفت و من اروم سرم رو گذاشتم رو پاهاش و خوابيدم ...........
و اون با موهام بازی ميکرد ......و  نور افتاب رو ديگه رو صورتم حس نميکردم .....
لباشو اروم گذاشت رو لبام و....
و من اروم چشمامو باز کردم ......
به همون ارومی که در رو باز کرد و اومد تو ...

.................... در رو باز کرد و رفت

/ 9 نظر / 10 بازدید
م.فنا

نميدونم چرا قسمت شده که من اول از همه برای بچه ها کامنت بزارم ( جای گلی خالی که يه ضد حالی به ما بزنه ! ) توهمات مغزت در حد تيم ملی کار ميکنه . منم الان داشتم با اين نامزدم ميرفتم ماه عسل ييهو همه چيزو زدم بهم و رفتم صحرای کالاهاری برای خودم سوت زنون رد شدم . گرما زده شدم از کوير لوت زدم بيرون و به آلاسکا سلامی دوباره کردم . توی اين توهمات بودم که مادرم منو از خواب غفلت بيدار کرد که چه نشسته ای که دختر خاله کوچولوئه زده دفتر کتاباتو مورد عنايت قرار داده !! آی چقدر سوختم من ...

adat mikonim

rafto digee poshtee sarashh rahamm negaaa nakard.....................:( hataa natoonestiim bahamm harff bezaaniim kheylii ehtijajj daramm bahatt harf bezanam....alann tazee mitoonamm beramm payee tell valii chonn khatett vasll nistt mitarsamm bezangamm mamanett inaa khabb baahaannn asheghetaamm kheyliiiiiiiiiii daghoonamm hezartaa etefagh oftadee kee bayadd tariff konamm yek az yekamm gohtarann................ asheghee inn matnetaamm kheylii kheyliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii khoob neveshtii yee hesiii beheemm midee matnee............

عادت ميکنيم ... نفسم .. عشقم .... من بدتر از تو ..... انقد اتفاق ها افتاده که نگو ...... تو دلم يه دلشوره عجيب دارم ... دارم ميميرم .. شايد واسه هميشه بمونم پيشت .. همه چش بستگی به شنبه داره .......... واسم دعا کن .....

پريوش

م.فنا

ک.ک

به همين راحتی که ميگی تموم ميشه زندگی که خيلی راحت شروع شد . خوبه که آروم بوده همه چيز....

ن

سلام اينها رو که گفتی توهم نبود يه احساس خوبی از پاکيها بود .......سر بزن.....

Dean Corso

?Fal دیگر ز شاخ سرو سهی بـلـبـل صـبور گلبانـگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گلبشـکر آن که تویی پادشاه حسـن با بـلـبـلان بی‌دل شیدا مـکـن غرور از دسـت غیبـت تو شکایت نمی‌کـنـم تا نیسـت غیبـتی نـبود لذت حـضور گر دیگران به عیش و طرب خرمـند و شاد ما را غـم نـگار بود مایه سرور زاهد اگر بـه حور و قـصور اسـت امیدوار ما را شرابخانـه قـصور اسـت و یار حور می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید تو را کـه باده مـخور گو هوالـغـفور حافـظ شکایت از غم هجران چه می‌کنی در هجر وصل باشد و در ظلمت اسـت نور

ethan

کاشکی بيشتر ميموند حالا که فرصت پیش اومده بود!