گريه نكن ... چشم هاي نازت سرخ ميشه /

امسال تولدم را جشن نگرفتم .....

میخوام بدونم میفهمی که این روز ها چقد دلتنگم .....؟؟؟؟؟ یا نه ؟؟؟؟

یه بغض از بین نرفتنی تو گلومه ............. داره خفه ام میکنه .......

دستامو میذارم رو چشمهات ...... نمیخوام هیچی ببینی ..... نمیخوام بدی هارو ببینی ...

دستام میلرزن اما تو نگران نباش  ..

این لرزشها ....

این سرمای بدنم ....

این رنگ به رو نداشتن ها .......................

همه زود گذره .....

لطفا بخند ...........................

بخند

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخند ......../

/ 19 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلنسا

چرا نگفتی تولدته؟ يعنی اين حقو نداشتيم که بدونيم؟؟ باشه .... ....بذار بگم که دلم گرفت خيلی.... بذار بگم که خنده رو لبام گنديد.. اما اگه تو نخوای نميگم!!!!!

م.فنا

خوش به حال اون تويی که تو براش بميری . خوش به حال اون گريه هايی که تو برای اين تو ميکنی . خوش به حال ما که يه دنيا احساس رو از تو ميبينيم ... بازم تولدت مبارک شاخی جون . ايشالا که هميشه موفق باشی و اين گلی هم اذيتت نکنه

قلندر

سلام و درود ... آدمی را گر دردی باشد،خوش است،درد بی دردی علاجش ... یا حق

گلنسا

واااااااااااای تبريک ميگم... چقد خوشحالم کردی با اين خبر... رتبه ات چند شده؟ تهرانی ديگه؟

گلنسا

گنجيشک نالون

سلام شاهدخت سرزمین ما....من بلاگم رو up کردم...راستی اینجا چه خبره؟...یکی من رو بیاره تو باغ

احسان

الهی فدای اون چشای نازت عزيـــزم ...

احسان

مبارک مبارک آه آه اوووه ... واه واه اوه اوه آه آه دست ... حالا حالا حالا حالا همه دستا به بالا ...

احسان

حالا رتبه ات چند شده جوجو ؟ وای چقد خوشحال شدم . بالاخره نتیجه تلاشتو گرفتی . امیدوارم همیشه پیروز و بهروز باشی . اما من که جز برج سفيد جای ديگه چيزی ميلم نمی بره . اينو گفته باشم حالا چون تويی شايد کسری هم چيزی ميلم برد چی کار کنيم ديگه . يه دونه هيوا که بیشتر نداریم . وگرنه پس چی ؟

سمانه

سلام .خوبيد؟ عالی بود . از عالی هم عالی تر ...خيل وقته به من سر نزدی .من و يادته ؟