خدا جون .....  يه غم گنده تو دلمه ....

 

شبا وقته اينه که با چراغ خاموش وايستی پشت پنجره و به کوچه ی تاريک نگاه کنی و صدای رد شدن ماشينا رو بشنوی ............<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شبا وقته اينه که شلوارک پات کنی و بشينی لب تخت..........

شبا وقته اينه که جلو آينه مسواک بزنی و بعد دندوناتو جفت کنی و نگاهشون کنی ............

شبا وقت اينه که تو تخت پاهاتو جمع کنی و مچاله بشی .........

شبا وقت اينه که موهاتو باز کنی و شانه کنی .......

شبا وقت اينه که باز خواست کنی......

شبا وقت اينه که هر چی از صبح تا شب کردی بياری جلوی چشمت و سعی کنی به پوچی تمام لحظهات فکر نکنی ........

شبا وقت اينه که بهونه ی خداتو بگيری و فکر کنی چقدر ازش دور شدی اين روزا ..........

شبا وقت اينه که بی خوابی بزنه به سرتو مغز آشفته ات مدام کلمه ببافه و مجبور شی بلند شی بنويسيشون رو کاغذ پاره ........

شبا وقته اينه که غصه ی کنکور ديوونه ات کنه ........

شبا وقت اينه كه بدوني خيلي بدي .. خيلي بد .....

شبا وقت اينه كه شمع هايي كه بهم كادو دادي رو روشن كنم و دورشون بچرخم تا بسوزم .............

شبا وقت فکر کردن به اينه که اگه همين فردا افتادی و مردی عکس العمل تو و بقيه چيه ؟ ........

فکر نقاشی ........

كلاس تار و محيط جذابش .......

و کتاب خوندن..........

شعر گفتن..........

کتاب چاپ کردن.....

شبا وقت دلتنگی کردنه ...

بهونه گرفتنه ......

 

وقت اينه که طاق باز که خوابيدی اشک هم بريزی و اشکات برن تو گوشت ...........................................

شبا وقت آرام بخش خوردن و به زور خوابيدنه ..........

 

/ 24 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مکافات

نه...اما میدونستم که شبا مال زنده داریه...!

بی نقاب

اس ام اس؛سلام.خوبی؟.خوبم!.سرم شلوغه.کار دارم.به فکرتونم.ديگه نمی تونم اس ام اس بدم.موبايلمو دارم می فروشم!

عباس

سلام هيوا خانم... خوب هستين ايشالا که ... با زحمتای ما چيکار می کنيد؟ نمی خواین آپ کنید ؟ راستی دیشب فهمیدم که شبا وقته اینه که آماده باشی واسه شنیدن خبر بد ...

عباس

۳ سالگی وبلاگتونو بهتون تبريک ميگم ... ايشالا که به پاش پير بشی ... ما هم باشيم و بيايم هی تبريک بگيم ... (شيرينيشو کی ميدی؟؟؟!) يادم رفته بود که گفته بودی بعد از کنکور آپ ميکنی...(ولی نگفتی کدوم کنکور)

بی نقاب

سلام؛احوال شما.ما هم خوبيم..بد نيستيم...داريم سعی می کنيم لابه لای اثباب گم نشيم....تولدتش!مبارک....مبارک و پاينده باشه همراه با نويسندش!

بی نقاب

هنوز موبايلمو دارماس ام اس؛پاشو برو جلوی اينه و يه بوس برای اون که تو اينه منتظرته بفرست!/راستی تو اس ام اس نميشه شکلک بفرستی

م.فنا

سلام شاخی !! خيلی گرفته به نظر ميرسی . از دست اين کنکور که هنر های ديگه آدمو به هيچ ميگيره . يزيد تو تار هم ميزنی ؟ من خيلی دوست دارم موسيقی زنده گوش بدم . واقعا برام لذت بخشه که زند باشم . زندگی کنم . مطمين باش که کنکور هيچی نيست . بعد از اون بايد با يه سری آدم گری گوری و استاد کج و معوج سر کار داشته باشی . غم تازه بعد از اون شروع ميشه . آدمی هيچ وقت از غم جدا نميشه حتی تو قبر . اصلا به اين فکر نکن که کنکور قبول ميشی يا نه . به اين فکر کن که به بهترين نحو زندگی کنی . خرفای اين گنجييشک نالون رو هم جدی نگير از روی باد شيکم حرف زده

گلنسا

سلام گلم خوبی؟؟ حرف نزدنمو به پای بی توجهی نذار،‌ هر سال همین موقع ها که میشه انگار بازم کنکور دارم دل پیچه میگیرم، دستام عرق میکنن، میگرنم یاده ورجه و وورجه میوفته، کاسه ی چشمام خونی میشه، قلبمم که جایی بهتر از دهنم پیدا نمیکنه!!! به این فکر میکنم که اون سال اولی که کنکور دادم همه بهم امیدواری میدادن،‌ همه میخواستن کاری کنن که من از استرس و ناراحتی و افسردگی بزنم بیرون (تیکه م.فنایی!) مامان، بابا، خواهر، همسایه ها، فک و فامیل، اما اون لحظه من فقط و فقط سکوت میخواستم سکوت محض... دلم میخواست همه برای یه هفته لال میشدن (لال مصلحتی!) که دیگه هیچ صدایی نشنوم، فکر میکردم چه کار بزرگی قراره انجام بدم نیاز داشتم به آرامش، از تمام دور بریام حالم بهم میخورد، از همه اونایی مثل تماشاچی میشینن و منتظرن که کف دستاشونو برات سرخ کنن یا تاسف بار سرشون تکون بدن حالم بهم میخورد،‌ از تمام نگاه هایی که بعضیاشون از سر دلسوزی و بعضیاشون شاخ و شونه برای آدم میکشیدن و بعضیا فقط مسخره کردن بود حالم بهم میخورد، برای همین چیزی نگفتم (اینو همه میگن که غیر آدمیزادم!)

گلنسا

الانم اومدم که برات آرزو کنم به اون چیزی که لیاقت داری برسی، که مطمئنم لیاقتت خیلی بالا هست خیلی..... به قول این دوست پایینی! غم تازه بعد از اون شروع ميشه.... دانشگاه هم رفتم اما یه چیزی رو خوب فهمیدم که دنبال اون آشی که قراره دهنمو بسوزه باید توی یه سلف دیگه گشت، سلف دانشگاه همچین آشی نداشت!!!!! حالا که ديگه کنکورم تموم شد ديگه بايد تند تند بيايی و بنويسی و بخونی منتظرتما...

بی نقاب

تعجب].اينجا چه خبراس...چه ادبيات با حالی!......دلم می خواد يه مدت فقط اينجوری بجرفم!!......خوابم مياد.ذهنم هنگيده.به خودت نگير!