اعتماد كردن به جاده اي كه يه بار توش تصادف كردي ...وحشتناكه !!!

 

پ. ن : نقل قول

 

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستوده

تو که دستت به نوشتن آشناست، اول از همه دل خودت رو بنويس. نذار شرايط بر تو حاکم بشن. تو نا خدای شرايط باش. من و تو برای عبور مجبوريم به جاده اعتماد کنيم. نه؟

عمو هومن

لزومی نميبينم که اعتماد کنم ولی از اون جاده با احتياط بيشتري ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بار رد ميشم

reza

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامي وبا آرزوي تندرستي و موفقيت روز افزون شما باستحضارميرساند کلبه درويشي حقير با يک مطلب آموزنده "قلب شما زيباست !!؟؟ " بروز شده است خوشحال خواهم شد سر بزنيد منتظر حضور گرمتان هستم ...بيا جانا دل پر درد من بين ...سرشک سرخ و رنگ زرد من بين ...غم مهجوري و درد صبوري من بين ...غم بيچارگي و اسيري من بين .......در پناه حق و خدا نگهدارتان.........

mehrnoosh

سلام خانومی..چه طوری؟؟بابا کجايی دلم برات يه ذره شده...ميدونی من معنی حرفتو خوب درک ميکنم وقتی تو عشقت شکست بخوری ديگه برات خيلی سخته که دوباره دل ببندی..دوباره به يکی تکيه کنی..منتظرتم عزيزم

عباس

سلام . خودم خودمو دعوت کردم بدون کارت دعوت اشکالی که نداره ...

عباس

نظرم در مورد پست جدیدت: شايد وحشتناک باشه و نتونم مثل قبل بهش اعتماد کنم ولی حواسم جمع می کنم تا از يک سوراخ دوبار گزيده نشم ... (نظر من یه نظر کلی بود و فقط به جاده مربوط نمیشه).................. (آپ کردی خبرم کن مث این دفعه نشه که جای دیگه ببینم که آپ کردی ........ قربونت...بای بای)

dpdd

تو کی هستی ها هه ها ها

F A L G O O S H

vali man bazi vaghta badam nemiad bazam be oon jadde etemad konam :-S

ستوده

فکر کنم احمقانه ترين کارت پاک کردن اين آخری بود. البته من منظورم احمقانه نبود، ديوونگی بود!. ولی خوب حالا که تو اينجور حال کردی. حال ما حال دوستان است/. دختر مگه آدم احساساتشو پاک می کنه؟ خود منو مگه نمی بينی؟ احساس لحظه ام رو می نويسم. قرار شد که بی نقاب باشيم ديگه؟ پس احساس لحظه ات رو سر کوب نکن و حماقت نخونش!

ستوده

نمی دونم چرا اينقده با اين نوشته احساس نزديکی می کنم. پاشو بيا ديگه. بابا دلم واست تنگيده. همه همينطورن.