آخر سر نفهميدم

آدم که دو تا چشم داره ....

پس چرا همه چيزو يکی ميبينه ؟؟؟

   

 

/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

با سلام و درود فراوان بر شما ضمن تبريک عيد سعيد غدير خم بر شما و خانواده گراميتان و درود بر قلم توانمندتان بسيار زيبا و عالي مثل هميشه در ضمن با ستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده ...اسرار و شگفتيهاي فرشتگان ....بروز شده و خوشحال خواهم شد سر بزنيد پس منتظر حضور گرمتان مثل هميشه هستم ......افسوس که نامه جواني طي شد ....وان تازه بهار زندگي دي شد ....آن مرغ طرب که نام او بود شباب .....فرياد ندانم که کي آمد کي شد .....در پناه حق ....

گلنسا

سلام عزيز کنکوری من!!! خوبی؟ وای دقيقاْ ميدونم الان توی سرت چيه......خواهر منم پارسال کنکوری بود انقدر که من برای اون نگران بودم و حرص و جوششو ميخوردم برای خودم ککمم نمي گزيد!!! الان فکر ميکنم يه خواهر کوچولوی ديگه هم دارم که بايد کلی باهاش حرف بزنم تا آروم بشه و نگران نباشه البته فکر نميکنم تو اونقدر نگران باشی که خواهر من بود چون "شبی" (مخفف اسم خواهرمه!!!) واقعا فکر میکرد تمام زندگیش رو میتونه توی دانشگاه پیدا کنه و شب و روزش رو یکی کرده بود: کتاب!!! که خدا رو شکر قبول شد و دید که نه بابا از زندگی اونجا هم خبری نیست!!! آواز دهل شنیدن از دور خوش است، منم خودم خیلی خیال بَرم داشته بود اما الان دیگه فرقی نمیکنه، مهم اینه که دلت چی میخواد، فقط دلت.....

گلنسا

در مورد یکی دیدن خیلی خوبه که!!! من خودمو میگم، توی درک و فهمیدن یکیشم موندم چه برسه که دو تا باشن همه اون یکیا!!!

صادق

سلام...بله.بله.همون زنجيرا بودند که الان آفت جون نسل جوون و نسل قبل از اون شدند...ان شاءالله که زودتر زنجيرهای واقعی بسازيم.موفق باشيد.

n

سلام ..صوفی ميگن با چشم سر ديدن تنها برای نيفتادن در چاهه .اونکه با چشم دل ميبينه همه سياهیا براش روشنه ...چشم دل باز کن تا ان بینی انچه نادیدنی است ان بینی...

کســــــی که هـــــویتــــــش گمـــشده

عادت کرده ام در خیابان سکوت در کنار پنجره عشق منتظر بمانم تا شاید کسی برای شکستن تنهایی من بیاید..و من غریب تر به رویای خویش باز میگردم .نميدونم...شايد اينم تظاهر ميکنه

گلنسا

خانومی خوبی؟ هنوز با يه دونه ديدن مشکل داری؟؟

ehsan

بسم رب العشق. سلام دوست قدیم .یار آشنا. متنی زیبا خواندم .خواندنی هم بود . chertocharand.persianblog بعد از چند 10 ماه با وبلاگ جدید مزاحمت را باز آغاز کرد.قدمتان روی چشم: (((www.chert-o-charand-es.persianblog.ir) احسان اومد و رفت