je n' amie pas le cafe! c'est un ennuyeux

 

توی کافه ی همیشگی نشسته ام !

عقربه ها همدیگرو تند تند هل میدن ...

احساس کردم کسی دستش رو گذاشته روی شونه ام !

داره تمام منو از بَر میکنه !

نگاهش میکنم ....

لبخند میزنه

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
امیر

[لبخند] لبخند[چشمک]

شزه

من عاشق این کافه همیشگیم

م.فنا

یکی هم اومده داره میزنه ژشت شونه من . ولی موندم کدوم کافی شاپ ببرمش ؟ تو بهم میگی ؟

سعید

سلام شاخی، خوبی؟ . . . ایده ای ندارم. خوش باشی... [چشمک]

عباس

فهمیدیم فرانسوی هم بلدی ... راستی شاخی ... هیچی ولش کن. [چشمک] (چشام گل مژه زده) رختکن هم رفتم. آن کیست کز روی کرم با من وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یکدم نکوکاری کند... حافظا!!!

adat mikonim

bad man az khariyatam behesh migam rooye ab bekhand....!